|
نويسنده: رندي پوش // مترجم: صديقه ابراهيمي «فخار» //
چاپ اول //
نويسندة اين كتاب استاد و سخنران در دانشگاههاي امريكا بوده است. زماني كه متوجه ميشود به بيماري سهمگين سرطان مبتلاست و تا چند ماه ديگر خواهد مرد. به اين فكر افتاد كه اين فرصت محدود را چگونه بايد بگذراند؟ بديهي اين بود كه بايد با خانوادهاش باشد و از آنان مراقبت كند. با خود گفت: حالا بايد فرصت زندگي با خانواه را غنيمت شمرم و ترتيبي دهم كه پس از من زندگي آسودهاي داشته باشند. بنابراين تصميم گرفت كه تا راه و روش درست زندگي را براي فرزندانش به شكل يك سخنراني تدوين كند و بگويد حتي با آنكه در مرز نابودي است، شاديهاي زندگي را ارزشمند ميداند و شمهاي از صداقت، يكپارچگي، حقشناسي و ارزشهاي ديگر زندگي را بيان كند. او كوشيد كسالتآور ننويسد و به زبان كوتاه و پرارزشي مطالب همچون جلسات سخنرانياش بسنده كند.
|